ص 1 س 4 . « دليل وجود . . . . هم شهود او » : يعنى يافت او بطريق ذوق و وجدان ميسر نيست ، مگر آنكه « 1 » حق - سبحانه و تعالى - بنده را بمحض عنايت به خود راه نمايد و برو تجلى كند . ( چ ) .
ص 1 س 9 . « جميع انبياء را . . . . رهنماى مطلق است » : هر يك از انبيا ، حاجب امت خودست ، و پيامبر ما - صلى الله عليه و سلم - حاجب الحجاب ؛ و افاضهء معارف و حقايق بر جميع اوليا و انبيا « 2 » بواسطهء روحانيت آن حضرت صلى اللّه عليه و سلم . ( چ ) .
ص 1 س 11 . « كونين » : مراد [ از ] كونين عالم غيب و شهادت است . و غيب ما سواى عالم شهادت را [ گويند ] . و گاه غيب مىگويند ، و وجود علمى كه مسمى به « اعيان ثابته » است مىخواهند . و ما سواى وجود علمى را ، چه « 3 » وجود خارجى شهادت و چه وجود روحانى را ، عالم شهادت مىگويند . ( چ ) .
ص 1 س 11 . « آفتاب جان . . . » :
به نور طلعت تو يافتم وجود ترا * به آفتاب توان ديد كآفتاب كجاست
مظهر اين معنى در عالم ظاهر آفتاب دان . ( چ ) .
هامش
( 1 ) - ص : مگر يا آنكه
( 2 ) - ص : انبياى او
( 3 ) - ص : و چه