تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
اوست و كثرتش را ظاهر علم مىگويند كه من حيث تعلق الكونيه كه امكان از لوازم اوست و اين ظاهر وجود را كه درين مرتبه ثانيه صورت احديت است و وحدتى است حقيقتى از سرايت احديت در وى ( كه آن وحدتش باطن ظاهر وجود است « 1 » ) و كثرتى است كه شامل شئون كلى و اعتبارات اصلى است و كثرت نسبىاش منشا اسما و صفات است و اين ظاهر علم را كه درين مرتبه دوم صورت واحديت است كثرتى است حقيقى از سرايت در وى كه آن كثرت حقيقى را اعيان ممكنات و حقايق كونى مىخوانند و آن وحدت نسبى مجموع را حضرت ارتسام و عالم معانى « 2 » مىگويند كه بحر امكان كه نون كنايت ازوست و اشارت بدوست و اما آن برزخ كه در ميان ظاهر وجود و ظاهر علم است حقيقت انسانى است . از براى اين مرتبه دايره‌اى ديگر انشا كرده شد چنانك مىبينى ( شكل مقابل ) دايره دوم در بيان ظاهر وجود كه وجوب وصف خاص اوست و ظاهر علم « 3 » كه امكان از لوازم اوست و برزخيت انسانيت و اين دايره را هم مقوس كرده شد به دو قوس به سبب خطى كه مارست بينهما و قوسى را به ظاهر وجود مخصوص كرده شد و قوسى را به ظاهر علم و خطى وسطائى كه در اين مرتبه صورت برزخيت اولى است به حقيقت انسانى چنان كه پيش ازين گفته شده و چون قوس ظاهر وجود به اعتبار كثرت نسبى منشا اسماء الهى بود بيست و هشت اسم الهى كلى در وى ثبت شده و چون قوس ظاهر علم به اعتبار كثرت حقيقى منشاء حقايق كونى بود بيست و هشت اسم كونى و چون حقيقت انسانى هر دو قوس را شامل بود و جامع لاجرم مظهر اسم جامع شد و اين بيست و هشت حرف الهى و كنونى است كه از نفس رحمانى كه عبارت ازين تجلى ثانى است ظاهر گشته است . و عبارت از عالم ما سوى اللّه و كائنات و موجودات ظهور اين حروف كونى است از نفس رحمانى ، ظاهريت حق عبارت ازين نفس
هامش
( 1 ) - نسخهء ملك ( 2 ) - ا س 1 معنى ( 3 ) - ا س 1 دايره دوم در ظاهر وجود كه امكان از لوازم اوست