گرداند و قرص آفتاب را بپوشانند و آفتاب احديت را بظهور خويشتن اندكى بپوشانند و آفتاب احديت را بطور خويشتن اندكى بپوشانيد و آنج از نبى صلى اللّه عليه و سلم سؤال كردند كه اين كان ربنا قبل ان نخلق الخلق قال : فى غما ما فوقه هوا و ما تحته هوا اشارت بدين مرتبه است و قاعده چنان است كه در ظاهر ابر را كه بر فوق و تحت هوا مىباشد هوا را نفى فرمود كردن فى قوله صلى الله عليه و سلم ما فوقه هوا و ما تحته هوا تا سائل از عما ابر ظاهر را فهم نكند زيرا كه آن مرتبه را عما از جهت آن خوانند كه آفتاب وجود حقيقى را به ظهور خويشتن اندكى مخفى گرداند « 1 » ( اين مرتبه را تعين و تجلى ثانى و مرتبه الوهيت و اسم اللّه و فلك الحياة و غما مىگويند . و چون ثانى مرتبه وجودى است كه ثانى حرف ب نيز مىخوانند « 2 »
در شبى كه اين مسطور صادر مىشود در واقعه ديده شد كه شخصى از كاملى روايت مىكرد : كه اگر نه حرف ب بودى خلق حق را عيان مىديدندى و معنى حرف ب پيش اهل اسرار سبب است و سبب حجاب مسبب است چنانك دليل كه حجاب است و بر مدلول خويش را و صنع كه حجاب است مر صانع را و اگر چه از وجه ديگر معرف اوست . و بعضى ديگر گفتهاند كه بالباء ظهر الوجود و بالنقطة تميز العابد عن المعبود و چنين گفتهاند كه : مراد به اين وجود وجود حقيقى باشد و به اين معنى كه ثانى مرتبه وجودى است مظهر وجود است پس وجود به دو ظاهر شده باشد و مىشايد كه مراد بوجود فى قوله بالباء ظهور الوجود و وجود موجودات باشد به اين معنى كه موجودات با سرها به حرف ب ظاهر و موجود گشتند و چون ظهور اين تعيين و تجلى ثانى سببى از تعيين اول بود لاجرم به صورت او ظاهر شد جنانك او مشتمل بود بر احديت و واحديت و برزخيت و اين مرتبه نيز مشتمل گشت بر وحدت و كثرت و برزخى فاصل و جامع بينهما كه وحدتش را ظاهر وجود مىگويند كه وجوب وصف خاص
هامش
( 1 ) - چنانچه در ظاهر اين امر كه اندكى قرص آفتاب را مخفى مىگرداند و آن مرتبه را تجلى و تعين ثانى گويند ، ا س 1
( 2 ) - بالباء ظهر الوجود ( ملك )