او گفت شنيدم از ابو بكر محمد بن على الكتانى رحمة اللّه عليهم كه گفت مصطفى را صلوات اللّه عليه و سلم به عادت در خواب ديدم و عادت آن بود كه در هر شبى پنجاه و دو بار « 1 » مصطفى را صلوات اللّه عليه در خواب بديدمى و مسألهها از وى سؤال كردمى و او جواب آن سؤالها بدادى . پس او را بديدم بدان عادت و روى با من كرد و چهار كس با وى بودند . پس مرا گفت : يا ابا بكر اين را مىشناسى ؟ گفتم آرى او ابو بكر است . پس گفت : اين را مىشناسى ؟ گفتم آرى او عمر است . پس گفت : اين را مىشناسى ؟ گفتم آرى او عثمان است .
پس گفت اين چهارم را مىشناسى ؟ پس توقف كردم و جواب ندادم . پس دگرباره بپرسيد و من همچنان توقف كردم و جواب نگفتم كه در دل من از مرتضى اندك غيرتى بود . پس دست على را بگرفت و اشارت كرد به وى مرا ، پس دست وى بر سينهء من زد و گفت مرا ، يا ابا بكر ! اين على بن ابى طالب است . پس گفتم : يا رسول اللّه ! اين على بن ابى طالب است . پس برادرى داد ميان من و امير المؤمنين على بن ابى طالب . پس على دست من بگرفت و مرا گفت يا ابا بكر ! برخيز تا به صفا بيرون رويم پس بيرون رفتم با وى به صفا و من چون اين خواب مىديدم در حجرهء خود خفته بودم ، پس چون بيدار شدم خود را بر كوه صفا ديدم . يعنى آن غيرت كه گفت با وى بود ، نه غيرت عداوت بود
هامش
( 1 ) - شبى پنجاه و دو بار كسى را خواب ديدن مستبعد است و ظاهرا صحيح آن است كه در التعرف ص 153 آمده : انه كان يرى النبى صلى اللّه عليه و سلم كل ليلة اثنين و خميس يعنى هر شب دوشنبه و پنج شنبه پيغمبر ( ص ) را در خواب مىديد . گويا اشتباه از آنجا ناشى شده كه كسى خميس را خمسين نوشته است . به علاوه اين موضوع با خبرى كه از پيغمبر ( ص ) در ص 186 شرح تعرف ج 4 منقول است و صريحا در آن اشاره شده است كه هر شب دوشنبه و پنج شنبه اعمال امت را بر ايشان عرضه مىكنند مطابقت دارد و خبر اين است :
حياتى خير لكم و موتى خير لكم . اما حياتى فاحدث لكم و اما موتى فيعرض على اعمالكم عشية الاثنين و الخميس فما كان من عمل صالح حمدت اللّه و ما كان من عمل سيئ استغفرت اللّه لكم .