بلى ، از « جاهدوا » يكسر به دست تست آن رشته * ولى از « جاهدوا » هم برنخيزد هيچ بى « فينا »
به استعداد يابد هر كه از ما چيزكى يابد * تو اندر به دو فطرت [ ؟ ]
*
دفتر صوفى سواد و حرف نيست * جز دل اسفيد همچون برف نيست
صوفيى نتوان به كسب آموختن * در ازل اين خرقه بايد دوختن
تا بود يك ذرّه هستى در ميان * بر كنارى از صفاى صوفيان
جدّ و جهدت را جزايى ديگرست * صوفيى كردن ز جايى ديگرست
راست نايد صوفيى كردن به كسب * خر كجا گردد به جدّ و جهد اسب
ليك گر دولت رسد از جاى خويش * يك خر عيسى بود صد اسب ، بيش
كار توفيق و عنايت مىكند * جمله گمراهان هدايت مىكند
*
گويى كىام از جسم روان بازرهد * وز زحمت اين گرانِ جان بازرهد
با جان و جهان چه عيشها خواهم كرد * آن روز كه جانم از جهان بازرهد
*