جهت كه آن شب ، طعام بيشتر از هر شب خورده بودم و شيخ آن را معلوم كرده بود ، قدّس اللّه روحه .
حكايت
بندهء كمينه بعد از وفات شيخ ، شبى اندر اين انديشه بودم كه جدّ و جهدى كه سالكان [ را ] در راه خداى مىافتد و كاهلىاى كه ايشان [ را ] گاهگاه روى مىنمايد ، اين هر دو صفت از چه چيز روى مىنمايد . در اين انديشه به خواب رفتم . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، ديدم فرمود كه : هر كس كه فرمان حق تعالى بهجاى آورد همهء بندگان خداى فرمان او ببرند ؛ و هرگاه كه خواهد كه بندگى خداى كند ، همهء اعضاى او فرمانبردار شوند و جدّ و جهد نمايند و مدد و معاونت وى كنند تا آن عبادت « 1 » به آسانى از وى به ظهور آيد ؛ و هر كس كه فرمان خداى تعالى فروگذارد و در مناهى شروع كند و به چيزى كه ضرورت حال او نباشد مشغول شود هيچكس فرمان او نبرد ؛ و هرگاه كه خواهد كه بندگى خداى كند ، همهء اعضا نافرمانى او كنند و كاهلى نمايند تا آن عبادت از وى به ظهور نيايد .
حكايت
بندهء كمينه شنفتم از مقرى محمّد و بعض از اصحاب بلد العتيق كه گفتند بعد از وفات شيخ ، قدّس اللّه روحه ، شبى ، در خانقاه بلد العتيق ، پنج درويش نشسته بوديم و سفرهاى در ميان ما بود و مىخورديم . پنج نان از آن برگرفتيم و بنهاديم ، تا روز ديگر هر درويش يك نان از آن بخورد . مقرى محمد گفت : در آن شب ، شيخ ، قدّس اللّه روحه ، به خواب ديدم كه مىفرمايد كه اين پنج نان كه از دوش بازنهادهاى اگر آيد چنانكه « 2 » شما هر پنج به آخرت رويد و اين نان از شما بازماند ، شما را درويشى مسلّم نباشد و آن را گرفتى باشد شما را . و شيخ چنان نمود كه از براى فردا چيزى نبايد گذاشت . اگر عمر باشد ، روزى فردا برسد .
هامش
( 1 ) . در متن : عبادة .
( 2 ) . در متن : چنانك .