- استعمال « را » و « به » زايد :
« شكر نعمت حق آن نيست كه بنده را به زبان كلمهاى بگويد . »
« مادر اسماعيل موى آن كبش برگرفت و بربست و از براى خود به چادرى ساخت . »
- كاربرد « نا » به جاى حرف نفى « ن » :
« هر سالك كه حلاوت و لذت اين درد و بلا كه ارباب حضور بر خود نهادهاند ناچشيده . »
- كاربرد « باز » به معنى « به » :
« بايد كه خود را باز مقام بدايت آورد . »
« و در هر دو جهان آن را باز خاطر نياورد . »
- استعمال « چنانچه » به جاى « چنانكه » :
« و آن ثمره هرگز نيست نشود ، چنانچه صفت بقا و حيات است . »
- كاربرد « تا » به معنى « كه » :
« يك هفته بود تا شيخ را نديده بودم . »
* * * - تطبيق عدد و معدود :
« چهار كرامات روشن از وى بديدم . »
« دو سه حكايات . »
- كاربرد مفرد به جاى جمع يا جمع بستن موصوف داراى صفت مبهم :
« هرگز به هيچ عبارات و اشارات روا ندارند . »
« هر احوال كه از آن شريفتر نبودى . »
- تكرار بىمورد واژهها :
« بعضى آناند كه در اندرون حرم رفتهاند و ذكر ازآنجا ذكر مىگويند . »
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 18
مساهمون: محمود بن عثمان
ص١٨