- استعمال مصادر صناعى بر خلاف قياس :
« نزد خاص و عام قبوليتى تمام داشت . »
« آن را از كماليّت وى دانستهاند . »
- آوردن صيغهء جمع بر خلاف قياس :
« در اين جمله وصايات »
- افراط در كاربرد وجه مصدرى ( مصدر مرخم ) :
« بلكه هزار شربت زهر ببايد چشيد . »
- كاربرد فعل مضارع اخبارى به جاى مضارع التزامى :
« پس بايد كه . . . در خاطر مىآورند كه . »
- كاربرد فعل جمع براى فاعل / نهاد مفرد و برعكس :
« شكركنندگان نعمت حق مستحق مزيد نعمت است . »
« تا دل جان ايشان به عالم آشنايى راه يافتهاند . »
« تا مردان از دوستى دنيا آزاد نگردد . »
« اگر كسى آن را به سمع او رسانند . »
- استعمال فعل غير شخصى بر وجه مصدرى به جاى سوم شخص :
« هر كس كه ذكر على الدوام نتوان گفت . »
- استعمال « مه » به جاى « نه » :
« در كتبها نيز نيافتم و مه در اين باب نقلى از ائمهء دين كردهاند . »
- آوردن فاعل بين اجزاى فعل مركب :
« جواب ، شيخ ، قدّس اللّه روحه ، فرمود . »
- آوردن باء تأكيد بر سر فعل ماضى :
« بپرسيدم كه »
- استعمال ماضى التزامى به جاى ماضى نقلى :
« هيچ تشويش مكن ، او زنده شده باشد . »
- استعمال « ى » تمنّى و ترجّى :
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 19
مساهمون: محمود بن عثمان
ص١٩