« از بركات معامله شيخ ، قدّس اللّه روحه ، هيچ خطا بر من نرفت . »
- به كار بردن تركيب « راه بردن » به معنى « پيدا كردن » :
« به غايت تاريك بودند و راه بر سر ما نمىبردند . »
- كاربرد « وردگى » به جاى « بردگى » و « اور » به جاى « ابر » :
« جملهء قوم با زن و فرزند و هرچه يافتند همه غارت كردند و به وردگى بردند . »
« پس همچونان كه اور نور خورشيد بازمىپوشد ، غفلت و طول امل نور عقل بازمىپوشاند . »
- كاربرد « احتياط كردن » به معنى « جستوجو كردن » :
« در آن وادى كه نشستنگاه ايشان بود چندان كه احتياط كردند از قومى حى ، هيچكس نديدند . . . و در آن وادى احتياط كردند ، پيرزنى را ديدند كه از قوم بازمانده بود . »
- استعمال « دستقولى گفتن » به معنى « سماع كردن » :
« درويشان دستقولى مىگفتند در بام خانهاى . . . و درويشان همه در سماع و ذوق بودند . »
- كاربرد « سعى برد » به معنى « بهره » :
« فلان حاكم در دنيا شما را ظلم كرده و به جور و ستم سعى بردى كه شما را بود از شما فراگرفت . »
- كاربرد كلمهء « تصرّف » به معنى « انكار » :
« هر دو در قدم شيخ افتادند و از آن تصرّف و انكار توبه كردند . »
- استعمال « كاج » به جاى « كاش » :
« اى كاج كه ما هر دو بزرگ نشده مانى . »
- كاربرد واژهء « بندگى » به معنى « نزد / خدمت / ملازمت » :
« شبهنگام ، در بندگى شيخ الاسلام ، بودم . »
- كاربرد واژههاى نامأنوس و مهجور مانند « خفتيدن » :
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 15
مساهمون: محمود بن عثمان
ص١٥