« بسيار مىبود كه . . . اندكى در خلوت مىخفتيدم . »
- يا « آفريننده » :
« حق تعالى آفريننده و پديدهكنندهء اين چيزهاست . »
- كاربرد اعداد ترتيبى « پانزدهم » و « دوازدهم » به صورتهاى « بانجدهم » و « دواجدهم » .
- كاربرد « درفور » به جاى « برفور / فورا » :
« از كرامات شيخ متحير بماندم كه در فور مدد فرمود . »
چهار واژهء « كاخانه » ، « كرامين » ، « بنجاس » ، « حكوجه » ، كه در عبارات زير آمده ، معنى آنها را در هيچ فرهنگى ، حتى فرهنگ زبانهاى باستانى ، نيافتم .
« شما مپنداريد كه كاخانهء مشايخ به تقليد و عادت و رسم نهادهاند . »
« دولت گريزان است ، بند كنيد آن را به كرامين دانستن اوليا و صالحان . »
« تا بنجاس تير بليّات و حادثات نگشتيمى . »
« روزى در حكوجهء بصره مىگذشتم . »
در بسيارى موارد كسره اشباع و به صورت « ى » نوشته شده . اين تبديل در واژهها و تركيبات عربى هم ديده مىشود :
« آن حال مشاهيده كردم . »
« مردانه در كار باش كه ما حاضر توايم . »
« جمعى از درويشان . . . حاضر بودند . »
« گفتم كه شرم نداريد از اين جمعى مشايخ . »
« چندانكه احتياط كردند ، از قومى حىّ هيچكس نديدند . »
« من از جان و دل متقيد شيخ الاسلام شدهام . »
« صالحين مشفيقين . »
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 16
مساهمون: محمود بن عثمان
ص١٦