تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
بسيار گويند لا إله إلّا اللّه . به درستى كه من و ملائكهء مقرّب و پيغمبران مرسل بر بندگان صالح و آن كسى كه تسبيح و ياد خداى تعالى كرده‌اند نگفته‌اند كلمه‌اى بزرگ‌تر نزد رب العالمين از لا إله إلّا اللّه در زندگانى و نه نزد مرگ . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : ذ [ ا ] كر بايد كه در ذكر لا إله إلّا اللّه گفتن . خود را از همهء انديشه‌ها باز آوردن و ذكر به حضور دل گفتن ، كه در حديث آمده است كه حق تعالى مىگويد : كه هر كس كه ياد من به غفلت مىكند من كه خداوندم ياد او به لعنت مىكنم . و به يقين ببايد دانست كه مقصود كلّى از خرقه پوشيدن درويشان و به خانقاه درويشان بودن و به ذكر مداومت نمودن آن است كه حضور دل چنان‌كه اوليا و مشايخ شرح و بيان [ و ] تقرير فرموده‌اند حاصل شود . و تمامت كتب منزل و احاديث انبيا و اخبار و آثار و كلمات و اشارات اوليا بر اين معنى ناطق است كه هر كس كه به حضور دل با حق تعالى در حالت ذكر گفتن و در حالت نماز كردن و در حالت قرآن خواندن با حق تعالى دارد و در زمان‌هاى ديگر همچنين حاضر است و از حضور دل محروم نمىباشد و از حضرت حق تعالى غايب نمىشود ، آن‌كس مؤمن حقيقى است و ايمان او ثابت و مستقيم است . و هر كس كه لحظه‌اى از حضرت حق تعالى غايب مىماند آن يك لحظه كه غايب ماند خللى در ايمان او افتاد . پس ، كار كه به اين نازكى است ، حاضر وقت خود مىبايد بود و از انديشه‌هاى باطل و وسوسه‌هاى فاسد ، كه عين غفلت است ، حذر مىبايد كرد ، تخصيص در وقت ذكر لا إله إلّا اللّه گفتن ، خود از همهء انديشه‌ها بازآورد . يعنى ذكر در دل مىگذراند تا هيچ انديشهء ديگر در دل او راه نيابد . و گفت : معنى ذكر لا إله إلّا اللّه آن است كه نيست خدايى إلّا اللّه ؛ نيست معبودى إلّا اللّه ؛ نيست خالقى إلّا اللّه ؛ نيست رازقى إلّا اللّه ؛ نيست رحمت‌كننده‌اى الّا اللّه ؛ نيست آمرزنده‌اى إلّا اللّه ؛ نيست هدايت‌دهنده‌اى إلّا اللّه ؛ نيست يارىكننده‌اى إلّا اللّه . و امثال اينكه ياد كرده شد . بنگرد كه كدام آسان‌تر در دل مىتواند گذرانيدن . به زبان لا إله إلّا اللّه مىگويد ، و در دل معنى آن مىگذراند تا وسوسه و انديشهء باطل و غفلت در دل او راه نيابد .