قال شيخ الإسلام ، قدّس اللّه روحه : من شكى من سوء خلق غيره فيدلّ على سوء خلقه لأنّ حسن الخلق احتمال الأذى . گفت : هر كس كه شكايت كند از بدخلقى كسى ، آن دليل است بر بدخلقى او ، از آن جهت كه خلق نيكو آن است كه تحمّل كند رنج و بلا از بندگان خداى . و قال : المؤمن لا يكون حقودا فى الباطن . گفت : مؤمن آن است كه كينه و حقد در باطن او نباشد و با بندگان خداى خوشخوى و بردبار و سازگار باشد و از همه كس تحمّل كند . بيت :
هر كه يك ذرّه تحمّل خوى كرد * مُشكِ خُلقش عالمى پر بوى كرد
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : هر كس را كه محبت حق بايد ، دو چيز در دل خود ببايد نهاد : يكى ، بلاى حق كشيدن . دوم ، جفاى خلق تحمّل كردن . و اگر طاقت اين هر دو ندارد ، گرد در حق نبايد گشت تا رسوا نشود . و گفت : حق تعالى وحى كرد به عيسى ، عليه السلام ، و قال : يا عيسى ، كن للنّاس فى الحلم كالأرض تحتهم ، فى السّماء كالماء الجارى ، و فى الرحمة كالشّمس و القمر ، فإنّهما تطلعان على البرّ و الفاجر . گفت : يا عيسى ، باش مردمان را در بردبارى همچون زمين در زيرى قدم ايشان ؛ و در سخاوت همچون آب روان ؛ و در رحمت و شفقت همچون آفتاب و ماه ، كه آن هر دو مىتابند بر نيكوكار و بدكار و نور خود از كس دريغ ندارند .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : در حديث صحيح آمده است كه روز قيامت ندا كند منادىكنندهاى و گويد : كيست كه او را بر خداى تعالى قرضى هست ، برخيزند .
هيچكس برنخيزد الّا كسى كه از بندگان خداى عفو كرده باشد .
يحيى معاذ گفت : اگر نه عفو بهترين چيزى بودى نزد خداى تعالى ، حبيب و برگزيدهء خود ، عليه أفضل الصّلوات ، بدان تحريص نكردى ، چنانكه گفت :
« خذ العفو . »
فصل پانجدهم در ترك آزار
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : هر كس كه آزار بندگان خداى جويد گواهى به خود مىدهد كه ايمان ندارد به خداى .