تند و هائل و منزلى سخت سركش و مشكلست و بر حقيقت توحيد هيچكس را از اهل ظاهر اطلاع نيست ، چنان كه در مثنوى مىفرمايد قدس اللّه سره العزيز .
بيت
تا لب دريا نشان پاىهاست 144 * پس نشان پا درون بحر لاست
معنى توحيد يكىدانستنست و يكىگفتن ، كمال قال اللّه تعالى :
« وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً »
آخر الآية و معنى اتحاد يكى شدنست و اين مقام عالىتر از مقام توحيدست و غرض از يكى شدن نه آنست كه جمعى قاصر نظران توهم حلول كنند ، تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا و درين معنى عطار مىفرمايد رضى اللّه عنه :
اينجا حلول كفر بود و اتحاد هم 145 * اين وحدتيست ليك بتكرار آمده
و ليك مقصود از اتحاد آنست كه چون سالك بر جميع مقامات عبور كرده باشد و به قوت مجاهدات و رياضات مس نفس خود را اكسير اعظم ساخته و باز تمامت اعمال خود را ناكرده انگاشته و قابل صفات احديت شده ، بعد از آن از سر جميع ارادات روحانى و جسمانى صورى و معنوى برخيزد و به ارادت او متصل گردد ، تا به صفت او موصوف شود ، چنان كه شيخ ربانى اوحد الدين كرمانى رحمة اللّه عليه مىفرمايد :
بيت
چندان برو اين ره كه دوى « 1 » برخيزد * ور هست دوى « 1 » بر هر وى برخيزد
تو او نشوى و ليك اگر جهد كنى * جائى برسى كز تو توى « 2 » برخيزد
هامش
( 1 ) - در اصل : دوئى
( 2 ) - در اصل : توئى