و حضرتش در غزلى ديگر مىفرمايد :
چنان كز « 1 » رنك رنجوران طبيب از علت آگه شد * 141 ز رنك روى و چشم تو به دينت پى برد بينا
ببيند حال دين « 2 » تو بداند قهر و كين تو * ز رنگت ليك پوشاند نگرداند ترا رسوا
نظر در نامه مىدارد ولى با لب نمىخواند * همىداند كزين حامل چه صورت زايدش فردا
و در مثنوى معنوى بيان مىفرمايد :
اين طبيبان بدن دانشورند 142 * بر مقام تو ز تو واقفترند
هم ز نبضت هم ز چشمت هم ز رنگ * صد سقم بينند در تو بىدرنك
اين طبيبان نوآموزند خود * كه بدين آياتشان حاجت بود
كاملان از دور نامت بشنوند * تا بقعر تار و پودت « 3 » درروند
بلكه پيش از زادن تو سالها * ديده باشندت ترا با حالها
مىخواستم كه كراماتى كه درين قسم از حضرت ايشان مشاهده رفته است بيان كنم ، اما چون در محل خويش ذكر خواهد شد تكرار نگردد و اللّه اعلم .
در ذكر صفات توحيد و مقام اتحاد كه اقطاب را حاصل مىشود و فرق ميان هر دو .
بدان اوصلك اللّه الى غاية الحقائق اليقينية و نهاية المعارف اللّه نيته 143 كه اين مقامات كه ذكر رفت رجال اللّه را مقام عظيم
هامش
( 1 ) - در اصل : چنانك از
( 2 ) - خ ل : رنك
( 3 ) - در اصل تار پودت