« هان عنان را » بوده و كاتب تحريف كرده است .
شرح
( 304 ) ص 133 س 3 : كيميا نام دخترى را ، بنا بر روايت افلاكى در مناقب العارفين زوجهء شمس الدين تبريزى كيميا خاتون نام داشته و شمس الدين را نسب به او علقهء خاطر بسيار بوده و زنى زيبا و پارسا بوده و در نتيجهء اينكه شمس الدين به او خشم آورده بود گرفتار بيمارى سخت شده و هفت روز پيش از آنكه وى در ماه شعبان 644 بدمشق رود از آن بيمارى درگذشته است .
( 305 ) ص 133 س 8 : چلپى علاء الدين ، علاء الدين محمد پسر دوم مولانا جلال الدين بود در 624 ولادت يافت و در 660 درگذشت و وى را متهم كردهاند كه با شمس الدين تبريزى مخالف بوده و در كشتن وى دست داشته است . از مناقب العارفين برمىآيد كه قبر وى نزديك قبر بهاء الدين ولد پدر مولانا جلال جلالالدينست و وقتىكه الدين بر سر خاك پدرش رفته و وردى خوانده از آنجا برخاسته و بر سر قبر پسر نشسته و روى گچى كه بر قبر ماليده بودند دو شعر تازى و پارسى نوشته و نيز از آن كتاب برمىآيد كه وى برادر تنى بهاء الدين سلطان ولد بوده و از مخالفتى كه با شمس الدين تبريزى داشته پدر ازو ناخشنود بوده است و نيز از آن كتاب برمىآيد كه در زمان غيبت شمس الدين تبريزى از قونيه زخمى برداشته و از آن زخم مرده است و وى بازماندگان و آثارى داشته اما مانند بازماندگان و آثار بهاء الدين سلطان ولد پيروان طريقهء مولوى به آنها اهميت نمىدادهاند و در جوانى پدر وى را با برادر مهترش