شرح
( 313 ) ص 137 س 11 :باز در منكران غريو افتاد، رجوع كنيد به ولدنامه ص 70 .
( 314 ) ص 138 س 8 : زنند آزارند ، در اصل چنينست اما در نسخهء چاپى ولدنامه ( ص 74 ) « زنند و آزارند » آمده و البته اين بهترست .
( 315 ) ص 138 س 11 : كه بجز امر او ، در اصل چنين آمده اما در ص 74 نسخهء چاپى ولدنامه « كه بجز ز امر او » ثبت شده و البته بهترست .
( 316 ) ص 138 س 13 : نهشم ، نسخه بدل : نهشتم ، ننم ، در اصل چنينست اما در ص 70 نسخهء چاپى ولدنامه اين بيت چنين آمده و البته اين نسخه بهترست :رحمت محضم ارنه من بنفس * نهلم زنده در جهان يك كس( 317 ) ص 138 س 15 : خم را خنب فرمود ، امروز هم معمولست كه در لفظ قلم « خم » مىگويند و مىنويسند و عوام « خنب » تلفظ مىكنند ولى بايد متوجه بود كه خنب تنها تلفظ عاميانه نيست بلكه « خم » ضبط زبان درى و « خنب » ضبط زبان پهلويست و چون در نوشتن رعايت زبان درى را مىكنند و تنها مردم نواحى كه زبانشان پهلوى بوده ضبط زبان پهلوى را به زبان مىآورند اينست كه در ظاهر مىپندارند « خنب » كلمهء عاميانه است و حال آنكه اصل كلمه « خنب » است كه به « خم » بدل شده