و هم در مقطع غزلى ديگر گويد :
كان زركوبان صلاح الدين كه تو * همچو ماه از سيم خرمن كردهاى
شرح
( 308 ) ص 136 س 8 :مطربا اسرار ما را بازگو، اين چهار بيت از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در ص 719 آمده و در آنجا در بيت دوم بجاى « ما دهان بربستهاى » كه نادرستست « ما دهان بربستهايم » آمده و پس از بيت دوم اين دو بيت افزوده مىشود :من گرانگوشم بنه رخ بر رخم * وعدهء آن خوشلقا را بازگو
ماجرايى رفت جان را در ازل * بازگو آن ماجرا را بازگوو سپس پيش از مقطع غزل اين يك بيت :مستجاب آمد دعاى عاشقان * اى دعاگو آن دعا را بازگو( 309 ) ص 136 س 13 :قطب هفت آسمان و هفت زمين، رجوع كنيد به ولدنامه ص 64
( 310 ) ص 136 س 13 : لقبشان بود شه صلاح الدين ، در اصل چنين آمده اما در نسخهء چاپى ولدنامه « لقبش بود شه صلاح الدين » است و البته اين درستترست و در وزن نيز علتى نيست .
( 311 ) ص 137 س 4 :شورش شيخ گشت ازو ساكن، رجوع كنيد به ولدنامه ص 70 .
( 312 ) ص 137 س 5 : شمس تبريز چنان كه خاصهء إله ، در اصل چنينست اما در ولدنامه ( ص 71 ) « شمس تبريز خاص خاص إله » آمده است .