و در آن سفر با ابن الفارض شاعر معروف ديدار كرده است و چون برهان الدين محقق از 629 ببعد در قونيه بوده است پيداست كه در همان سفرى ، كه شهاب الدين به حج رفته بود در بازگشت كه شايد از قونيه مىگذشته است كه ببغداد رود اين واقعه روى داده است .
شرح
( 290 ) ص 121 س 6 : سيد قدس اللّه سره سخن مىگفت ، اين مطلب عينا در فيه ما فيه هم آمده است ، رجوع كنيد بفيه ما فيه چاپ طهران ص 24 و چاپ شيراز ص 27 و چاپ اعظمگده ص 20 .
( 291 ) ص 121 س 13 : شيخ الاسلام ترمذى مىگفته است ، اين مطلب نيز در فيه ما فيه آمده است ، رجوع كنيد بفيه ما فيه چاپ طهران ص 159 و چاپ شيراز ص 96 و چاپ اعظمگده ص 118 .
( 292 ) ص 123 س 13 : آبسربى ، در اصل چنينست و چنان مىنمايد كه سربى ضبط ديگرى يا تحريفى از كلمهء « سيرابى » بمعنى شكنبهء حيواناتست يا اينكه در اصل « آب چربى » بوده و كاتب به خطا « سربى » را هم بر آن افزوده است .
( 293 ) ص 124 س 13 - 14 : در مثنوى خويش ، رجوع كنيد به ولدنامه ص 287 و ما بعد .
( 294 ) ص 125 س 4 : طيور الضحى لا تستطع شعاعه ، در اصل چنينست اما پيداست كه مىبايد « لا تستطيع » باشد چنان كه در ولدنامه نيز بدين گونه ثبت شده ، اين بيت را در نسخهء كليات چاپ لكنهو نيافتم اما در