يعنى پس از غذا خوردن و بعد از آنكه سفره برچيده شد .
شرح
( 223 ) ص 87 س 9 :هذيان كه گفت دشمن بدرون دل شنيدم، اين سه بيت از آغاز غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در ص 561 آمده است .
( 224 ) ص 87 س 19 : پيشينوار آمد ، در اصل چنينست و پيداست كه « پيشواز » بوده و بدينگونه تحريف كردهاند .
( 225 ) ص 88 س 5 : هليلهء زرد ، ميوهء گياهى بوده است كه در پزشكى براى درد دندان و خفقان و آسان كردن جريان صفرا و سودا و بلغم به كار مىبردهاند و هفت تا ده درهم آن را به شكل منقوع يا غير منقوع و دو تا پنج درهم آن را با روغن لوز و شكر تجويز مىكردهاند .
( 226 ) ص 88 س 7 : به بندگى چلبى ، چلبى كلمهايست كه اشتقاق آن هنوز درست آشكار نيست و چيزى كه مسلمست اينست كه نخست در قرن هفتم در آسياى صغير و در قلمرو سلجوقيان روم بعنوان لقب در حق پيشوايان روحانى به كار رفته و سپس در دربار آل عثمان در لقب شاهزادگان هم به كار بردهاند و تا قرن يازدهم در خاك عثمانى در همين مورد معمول بوده و مخصوصا در القاب بازماندگان مولانا جلال الدين و پيشوايان طريقهء مولوى بسيار متداول بوده و هنوز نيز معمولست و ابن بطوطه آن را به « سيد » تازى ترجمه كرده است .
درين كتاب مراد از چلبى مطلق يا « بندگى چلبى » همان چلبى