محصل فى اصول الفقه امام فخر رازيست . اللباب تلخيص اربعين فى اصول الدين امام فخر رازى ، شرح الوجيز فى الفروع حجة الاسلام غزالى ، مناهج در منطق و حكمت ، الرسائل فى علم الجدل ، تهذيب النكت فى علم الجدل كه تهذيبى از كتاب نكت تاليف ابو اسحاق شيرازيست . معروفترين كتاب او مطالعالانوارست كه علامه قطب الدين شيرازى بر آن شرحى نوشته و آن شرح بسيار معروفست .
شرح
( 220 ) ص 86 س 13 : شيخ صدر الدين قنوى ، قنوى ضبط ديگرى از نسبت قونويست و مراد شيخ صدر الدين محمد بن اسحاق قونويست كه ذكرش پيش ازين در صحايف 202 - 203 گذشت و بجز مؤلفاتى كه در آن صحايف آمده است برخى كتابها و رسايل ديگر ازو مانده : مفاوضات ، مؤاخذات كه خواجه نصير الدين طوسى بر آن جواب نوشته ، مطلع الايمان به فارسى .
( 221 ) ص 86 س 14 : سيد شرف الدين ، اين مرد از دانشمندان نامى زمان خود بوده و در مناقب العارفين چند جا ذكر او آمده است و از آنجا معلوم مىشود كه با سلطان ركن الدين قلج ارسلان و معين الدين پروانه رفت و آمد داشته و مرد فرزانه و فقيه كاملى بوده و در ضمن مؤلف مناقب العارفين وى را بىآزرم و زشت گفته است و در آغاز كار بمولانا جلال الدين معتقد نبوده و پس از مرگ مولانا بدمشق رفته و آنجا كور شده و اين بيمارى را از شئامت بىاعتقادى نسبت بمولانا مىدانستهاند و ازين قرار وى پس از رحلت مولانا جلال الدين در 672 درگذشته است .
( 222 ) ص 87 س 1 و 4 : بعد از سماط ، سماط بمعنى سفره است و بعد از سماط