هزار مرغ عجب از گل تو برسازند * چو آب و گل گذرى تو دگر چهات كنند
برون كشندت ازين تن چنان كه پنبه ز پوست * مثال شخص خياليت بىثبات كنند
چو در كشاكش احكام راضيت يابند * ز رنجها برهانند و مرتضات كنند
خموش باش كه اين كودكان پستسخن * حشيشىاند ، به يكلحظه ژاژخات كنند
شرح
( 219 ) ص 86 س 12 - 13 : قاضى سراج الدين ارموى ، قاضى سراج الدين ابو الثناء محمود بن ابى بكر بن احمد ارموى شافعى از بزرگان حكماى قرن هفتم و از دانشمندان نامى آذربايجان بود ، در 594 ولادت يافت و پس از اينكه در آذربايجان كسب دانش كرد به آسياى صغير رفت و در قونيه ساكن شد و در دربار عز الدين كيكاوس بن كيخسرو بن كيقباد سلجوقى و سپس در دربار همين ركن الدين قلج ارسلان مىزيسته و سرانجام در قونيه به سال 682 درگذشته است و حاج خليفه در كشف الظنون رحلت او را در 682 و 689 ضبط كرده اما پيداست كه 689 نادرستست . سراج الدين ارموى به زبان تازى و پارسى كتابهاى چند در حكمت تأليف كرده و از آن جمله است : لطائف الحكمة در حكمت به فارسى كه در 655 به پايان رسانيده ، مطالع الانوار در حكمت و منطق ، اسئله ، شرح اشارات ، بيان - الحق در منطق و حكمت ، التحصيل كه مختصرى از تعليقهء عز الدين عبد الحميد بن هبة اللّه مدائنى معتزلى معروف بابن ابى الحديد بر كتاب