چلبى شجاع الدين سليمان پاشا امير قسطمونى ناحيهء سينوب را گرفته و از آن پس اين ناحيه در تصرف امراى قسطمونى درآمده است .
( زامباور - نسبنامه و سالنامهء تاريخ اسلام - هانور 1927 - ص 147 ، دايرة المعارف اسلام ج 4 ص 456 در كلمه سينوب ، ترجمهء تركى تاريخ منجمباشى ( صحايف الاخبار ) چاپ استانبول 1285 ج 3 ص 31 - 32 ) .
شرح
( 213 ) ص 84 س 6 - 7 : در توروت ديديم ، در اصل چنينست اما معلوم نشد چه بوده كه بدينگونه تحريف شده زيراكه « توروت » نه معنى لغوى دارد و نه نام جاييست ؛ در مناقب العارفين همين حكايت آمده و در آنجا نوشته شده كه مولانا را در راه مسجد مردم ديده بودند .
( 214 ) ص 84 س 7 : بزاغو نام ، در مناقب العارفين در نقل همين داستان نام اين پير « بابا مرندى » آمده است .
( 215 ) ص 85 س 7 : سرخوانى گفتن ، از مطلب پيداست كه سرخوانى گفتن بمعنى آواز خواندنست در موقعى كه بر سر خوان نشسته باشند .
( 216 ) ص 85 س 11 :به خدا ميل ندارم نه به چرب و نه بشيرين، اين بيت مطلع غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در صحيفهء 629 آمده است .
( 217 ) ص 85 س 13 : بعد ازين تمامى اين غزل را رو به چلبى روحانيان حسام الدين كرده ، در اصل چنينست و ظاهرا بدينگونه بوده است : « بعد از تمامى اين غزل رو به چلبى روحانيان حسام الدين كرده » .