تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
زهى سخاوت و ايثار شمس تبريزى * كه شمس گنبد خضرا ازو عطا خواهد
شرح
( 160 ) ص 64 س 8 - 9 : خاقانى هم درين معنى حقايقى در دو بيت به‌غايت حس مىفرمايد ، ظاهرا اصل عبارت چنين بوده است : « خاقانى حقايقى هم اين معنى در دو بيت به‌غايت حسن مىفرمايد » زيرا كه خاقانى نخست حقايقى تخلص مىكرده و به همين جهته در برخى از كتابها نام او را « خاقانى حقايقى » هم نوشته‌اند . ( 161 ) ص 64 س 11 :خار پاى من منم خود را ز خود فارغ كنم، اين دو بيت از غزليست از خاقانى بدين مطلع :تا مرا سوداى تو خالى نگرداند ز من * با تو بنشينم بكام خويشتن بىخويشتنو درين نسخه مطلع غزل را بيت دوم قرار داده و دو مصرع اين بيت را پس‌وپيش كرده‌اند . ( 162 ) ص 65 س 3 : شمس الحق و الدين التبريزى ، شمس الدين محمد بن على بن ملك داد تبريزى معروف بشمس تبريزى عارف مشهور قرن هفتم . پدرش از مردم تبريز بود و در آن شهر پارچه‌فروشى مىكرد و وى در آنجا متولد شد و در جوانى بتصوف مايل گشت و در حلقهء اصحاب شيخ ابو بكر زنبيل‌باف يا سله‌باف و شيخ ركن الدين سنجاسى و بابا كمال جندى كه از مشايخ معروف زمان خود بودند درآمد و سپس روى به جهانگردى نهاد و در 642 وارد قونيه شد و مولانا جلال الدين به ديدار وى نايل آمد و چنان مجذوبش گشت كه مريدان جلال الدين به رشك آمدند و وى را