تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
شرح
( 119 ) ص 52 س 6 :من طربم طرب منم زهره زنده نواى من، اين بيت هم مقطع غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو ص 628 آمده و پيش ازين در صحايف 259 - 261 آورده‌ام . ( 120 ) ص 52 س 11 :اين نام شبان كيست چو مهتاب رسيده، اين بيت از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو ( ص 739 ) چنين آمده است :اين نيم‌شبان كيست چو مهتاب رسيده * پيغمبر عشقست باصحاب رسيده آورده يكى مشعله آتش زده در خواب * از حضرت شاهنشه بىخواب رسيده اين كيست بگويند كه در كون خرد نيست * شاهى بدر خانهء بواب رسيده اين كيست چنين غلغله در شهر فگنده * بر خرمن درويش چو سيلاب رسيده اين كيست چنين خوان كرم بازگشاده * خندان جهة دعوت اصحاب رسيده جاميست به دستش كه سرانجام فقيرست * ز آن آب عنب رنگ بعناب رسيده دلها همه لرزان شده جانها همه بىصبر * يك شمه از آن لرزه به سيماب رسيده
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى ) — صفحة 270 | فريدون بن احمد سپهسالار / سعيد نفيسى