تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
جان بجهان دهم بجه سير بمكش سرك بنه * گرچه درون هر دو ده نيست دران قابلى اى تبريز مشتهر بند بشمس دين كمر * ز آنكه مباركست سر بر كف پاى كاملى
شرح
( 84 ) ص 39 س 15 : شيخ ببدر الدين تبريزى ، در مناقب العارفين افلاكى نام او شش جا آمده و از آنجا معلوم مىشود كه وى كيمياگر و معمار بوده و معمارى قبر جلا الدين محمد را در قونيه او كرده است و از اصحاب معروف جلال الدين محمد بوده و در آن كتاب نيز مطالبى در باب كيمياگرى اين بدر الدين تبريزى هست و ازين قرار وى پس از 5 جمادى الاخرهء 672 كه جلال الدين محمد درگذشته زنده بوده است . ( 85 ) ص 41 س 8 :چو نماز شام هر كس بنهد چراغ و خوانى، اين غزل در نسخهء كليات چاپ لكنهو ( ص 903 ) چنين آمده :چو نماز شام هر كس بنهد چراغ و خوانى * منم و خيال يارى غم و غصه و فغانى چو وضو ز اشك سازم بود آتشين نمازم * در مسجدم بسوزد چو به دو رسد اذانى رخ قبله‌ام كجا شد كه نماز من قضا شد * ز قضا رسد هميشه به من و تو امتحانى عجبا نماز مستان تو مگو درست هست آن * كه نداند او زمانى نشناسد او مكانى
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى ) — صفحة 240 | فريدون بن احمد سپهسالار / سعيد نفيسى