هيچ شكارى نرهد ز آن صياد * كو ز سگىهاى سگ تن رهيد
اى خرف پير جوان شو ز سر * تازه شد از يار هزاران قديد
وى بدن مرده برون آ ز گور * صور دميدند ز عرش مجيد
خامش و بشنو دهل خامشان * ابدك اللّه بعيش جديد
شمس چو از مشرق جان بردمد * گشت هرآن كس كه بديدش سعيد
شرح
( 52 ) ص 28 س 17 :او نمايد هم بدلها خويش را، مثنوى چاپ علاء الدوله ص 18 س 16 .
( 53 ) ص 29 س 1 : ابو بكر كتانى ، ابو بكر محمد بن على بن جعفر كتانى بغدادى از بزرگان عرفاى اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم و از اصحاب جنيد و ابو سعيد خراز و ابو الحسين نورى و مردى دانشمند بوده و در همهء علوم دست داشته و به پرهيزگارى و پارسائى در زمان خويش معروف و در مكه مجاور بوده است و از بزرگان مشايخ حجاز بشمار مىرفته و وى را چراغ حرم گفتهاند و گويند سى سال در حرم مكه در زير ناودان زيسته است و در سى سال در طواف دوازده هزار بار قرآن را ختم كرده و سرانجام در 322 درگذشته است .
( 54 ) ص 29 س 2 : كه روزى در زير ناودان كعبه نشسته بود ، اين مطلب را ظاهرا از تذكرةالاولياى عطار گرفته است و در آنجا ( چاپ ليدن ج 2 ص 121 ) چنين آمده : « روزى پيرى نورانى ردا برافگنده باشكوه از باب بنى شيبه درآمد و پيش كتانى رفت و او سر فروكشيده بود و گفت بعد از سلام كه : اى شيخ چرا بمقام ابراهيم نروى ؟
كه پيرى بزرگ آمده است و اخبار عالى روايت مىكند ، تا سماع كنى .