آن حال را مشاهده نمودند « 1 » كه اين سوء حال فقيه مشار اليه بود ، در آن كلام كه حضرت سلطان در زمان گذشته فرموده بود « 2 » كه :
عداوت دوستان حق در دل با ايمان جمع نمىآيد و اگر آيد نمىپايد « 3 » و بعد از آن حال « 4 » حضرت سلطان فرمود كه هيچ كارى در دين مر ديندار را « 5 » يارى ( ت ) دهندهتر از تعظيم برادران دين « 6 » نيست و هيچ كارى دين را زيانكارتر از خوار داشت و فروگذاشت حق برادران مسلمان نيست .
فرد « 7 »
منكرست آن روسيه مردود و ملعون آمده « 8 » - « 9 » * كز حسد همچون سگان از دور عوعو مىكند « 10 »
( آ : برگ 108 الف ) و اين فقير از جناب سيادت پرسيد كه اگر كسى به صدق در صحبت شما نيايد بلكه به هواى ( ن ) « 11 » نفس خود مىآيد حال او چگونه باشد ؟
جواب « 12 » فرمود كه هركه بر ما سنگ زند « 13 » در بهشت رود « 14 » زيرا كه حركت حبّى باشد « 15 » .
نظم « 16 »
هركه ما را يار كرد ايزد مرو را يار باد * هركه ما را خوار كرد از عمر برخوردار باد ( ل ) « 17 »
هامش
( 1 ) - آ : نمودند كه . ل : كردند . گ ، ت ، ن : نمودند گفتند .
( 2 ) - ن : فرمود ، گ ، ل : حضرت سلطان فرموده در زمان گذشته .
( 3 ) - آ ، ب ، ن : بايد .
( 4 ) - گ ، ل ، ن : ندارد .
( 5 ) - آ : وين وار را . گ ، هر ديندار را ، ت : برگ 88 الف .
( 6 ) - ل : برادر . ت ، گ : برادران دينى .
( 7 ) - ن : نظم مولانا رومى راست . ت ، گ : بيت .
( 8 ) - ل : منكرست آن روسيه مردود مندودايد ، گ : ملعون و مردود آيد .
( 9 ) - ن : آيد .
( 10 ) - ن : بفبف مىزند ، گ : بقبق مىزند .
( 11 ) - ن : برگ 129 الف .
( 12 ) - گ : ندارد .
( 13 ) - گ ، ل : سنگى بر ما زند .
( 14 ) - ن : درآيد .
( 15 ) - ل : ندارد ، گ : در حاشيه آمده .
( 16 ) - گ ، ل : شعر ، ت : رباعى .
( 17 ) - ل : برگ 73 ب .