تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله مخ المعانى ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
زر بنام شه بود در شهرها * سكّه اين شهر ياران ديگر است
نكته امتحان زر به آتش است و سنگ تا عشاق در همه عمر ، زر صفت ، گاه به آتش بلا در گداز بوده‌اند و گاه به سنگ ابتلا در شدت - گوهر كان آذر هم جنس آن بود و لهذا به آتش - امتحانش كردند - چون زر چاشنى عشق داشت عيارش سالم برآمد
يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
- زر وجود موسى را به سنگ امتحان
وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ
امتحان كردند - او خود پيش از آن در ذوق مكالمه شوق عشق يافته بود ، لاجرم بر محك اخلاص خلاصه بيرون آمد
إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا
- اى درويش تو قلب خود را در دار ضرب محبت سره كن - اول زر معاملهء خود را در بوته‌بوته نه پس دم‌به‌دم جدّى و جهدى بنما - آنگاه سكّه عشق بر دل شكسته زن تا اين نقش درست برآيد كه
أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ
- هرچه از آهن و از زر سازند و آنچه از مس و مثل آن پردازند ، آن لطافت و ظرافت ندارد كه ساختهء زر چرا كه زر اثر عشق دارد و رنگ عاشقان - هرچه در وى نشان عشق نيست نام او از جريدهء آفرينش پاك به - هر