تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
خرخشه * 819 - پرىرخا منه از دست يك‌زمان شيشه 820 - اى از گل رخسار تو خون در دل لاله * 821 - اى خوشه‌چين سنبل پرچينت سنبله 822 - دى آن بت كافربچه با چنگ و چغانه * 823 - پرواز كن اى مرغ و بگلزار فرود آى 824 - باز هرچند كه در دست شهان دارد جاى * 825 - از براى دلم اى مطربه پرده‌سراى 826 - مهست يا رخ آن آفتاب مهرافزاى * 827 - پرده ابر سياه از مه تابان بگشاى 828 - اى روضه رضوان ز سر كوى تو بابى * 829 - ز زلف و روى تو خواهم شبى و مهتابى 830 - بيار اى لعبت ساقى شرابى * 831 - زهى اشكم ز شوق لعل ميگون تو عنابى 832 - دلا تا طلعت سلمى نيابى * 833 - خودپرستى مكن ار زانكه خدا مىطلبى 834 - ترك صورت كن اگر عالم معنى طلبى * 835 - در باغ چون بالاى تو سروى نديدم راستى 836 - يا من قريرة مقلتي لقياك غاية منيتي * 837 - چو دستان بركشد مرغ صراحى 838 - زُر ارض دار سعدى يا بارق الغوادى * 839 - چه جرم رفت كه رفتى و ترك ما كردى 840 - گفتمش از چه دلم بردى و خونم خوردى * 841 - چه كرده‌ام كه به‌يك‌بار از نظر بفكندى
842 - كجا بازآيد آن مرغى كه با من هم‌قفس بودى * 843 - ياد باد آنك دلم را مدد جان بودى 844 - گر آن مه در نظر بودى چه بودى * 845 - اى شمع چگل دوش در ايوان كه بودى 846 - هيچ شكر چو آن دهان ديدى * 847 - چه خوش باشد دمى با دوستدارى 848 - تو آن ماه زهره‌جبينى و آن سرو لاله‌عذارى * 849 - يا بارى البرايا يا ذارى الذرارى 850 - آب رخ ما برى و باد شمارى * 851 - اى دلم بسته ز زلف سيهت زنارى 852 - اى نفس مشك‌بيز باد بهارى * 853 - به خوبى چو يار من نباشد يارى 854 - اى مهرماه روى ترا زهره مشترى * 855 - اى كه بر ديده صاحب‌نظران مىگذرى 856 - گل سورى دگر به جلوه‌گرى * 857 - چو چشم مست تو با خراب مىكند بازى 858 - ميا در قلب عشق اى دل كه بازى نيست جانبازى * 859 - گرفتمت كه بگيرم عنان مركب تازى 860 - سحر چون باد عيسىدم كند با روح دمسازى * 861 - اگر تو عشق نبازى بعمر خويش چه نازى 862 - صبح وصل از افق مهر برآيد روزى * 863 - اى آفتاب رويت در اوج دل‌فروزى
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 467 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى