864 - در دلم بود كزين پس ندهم دل به كسى * 865 - تو چون قربان نمىگردى كجا همكيش ما باشى
866 - گر بفريب مىكشى ور بعتاب مىكشى * 867 - يا حادى النياق قد ذبت في الفراق
868 - شبست و خلوت و مهتاب و ساغر اى بت ساقى * 869 - تشنهام تا بكى آخر بده آبى ساقى
870 - تبسمت الزهر و المزن باك * 871 - دلكم برد به غارت ز برم دلبركى
872 - چون نيست ما را با او وصالى * 873 - دوش بر طرف چمن گلبانگ مىزد بلبلى
874 - خوشا شراب محبت ز ساغر ازلى * 875 - راه بىپايان عشقت را نيابم منزلى
876 - يا من اليك ميلى قف ساعة قبيلى * 877 - يا ملولا عن سلامى انت في الدنيا مرامى
878 - گر آفتاب نباشد تو ماهچهره تمامى * 879 - كسى به نيكى نبرد نام من از بدنامى
880 - اى رفته پيش چشمه نوش تو آب مى * 881 - اى مقيمان درت را عالمى در هردمى
882 - روى تو گر بديد مى جان به تو برفشاند مى * 883 - حريفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از مى
884 - باده گلگون مرا و طلعت سلمى * 885 - اى از حياى لعل لبت آب گشته مى
886 - ز تو با تو راز گويم به زبان بىزبانى
887 - خرامنده سروى برخ گلستانى * 888 - چون ندارى جان معنى معنى جان را چه دانى
889 - ايا صبا خبرى كن مرا از آنكه تو دانى * 890 - برو اى باد بهارى به ديارى كه تو دانى
891 - كامت اينست كه هر لحظه ز پيشم رانى * 892 - بر ماه فكنده طيلسانى
893 - دلا بر عالم جان زن علم زين دير جسمانى * 894 - دى سير برآمد دلم از روز جوانى
895 - گهم رانى و گه دشنام خوانى * 896 - چگونه سرو روان گويمت كه عين روانى
897 - سقى اللّه ايام وصل الغوانى * 898 - أ روض الخلد ام معنى الغوانى
899 - بدينسان كه از ما جهانى جهانى * 900 - نه آخر تو آنى كه ما را زيانى
901 - مگر بديده مجنون نظر كنى ور نى * 902 - در باز جان گر آرزوى جان طلب كنى
903 - اى دل اگر ديو نئى ملك سليمان چه كنى * 904 - شايد آن زلفشكن برشكن ار مىشكنى
905 - نه عهد كردهاى آخر كه قصد ما نكنى * 906 - مهر سلمى ورزى و دعوى سلمانى كنى
907 - اى لالهزار آتش روى تو آب روى