و شيخ محى الدين مىفرمايد كه من بر شيخ خود اين زيادت كردهام كه هر چه در خاطرم گذر مىكند به قلم ثبت مىكنم و از نفس خود آن را باز خواست مىكنم .
و شيخ العالم سيف الدين باخرزى را رضى اللّه عنه روزنامه بوده است پنهانى كه بعد از وفات شيخ آن را ديدهاند كه حركات و سكنات جميع عمر را شيخ بر آنجا ثبت بوده و هر هديه كه به حضرت شيخ آورده بودهاند تا به خمرهء جغرات كه پيرزنى آورده باشد نبشته بوده ، و نماز و دعايى كه در عوض آن شيخ كرده بود نبشته تا به حدّى كه مدت طهارت و حيض زنان و كنيزكان و اختلاف او چنانك حكم شرع است ثبت بوده است تا نبايد كه سهو شود ، و هر جفائى و جورى را كه دشمنان و حاسدان در حق شيخ كردهاند و شيخ در شب چند ركعت نماز در عوض آن جفا و جور براى آن كس گزارده است و دعاى خيرى كه او را كرده بود آن جمله در روزنامه ثبت بود .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 20
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٠