فصّ
مشايخ را قدس اللّه ارواحهم اتفاق است بر آن كه افعال بندگان « 1 » سبب سعادت و شقاوت نيست . رسول اللّه [ صلى اللّه ] عليه و سلّم فرمود : « السعيد من سعد فى بطن امّه و الشقى من شقى فى بطن امّه . »
ثواب فضل اوست و عقاب عدل او ، و رضا و غضب دو صفتاند قديم كه به افعال بندگان « 1 » متغيّر نمىشوند بل كه آن را كه رضاى خداى با اوست او را در عمل اهل بهشت مىدارد و هر كس را كه سخط و غضب مىراند او را به اعمال اهل دوزخ مشغول مىدارد .
رضا به قضا و صبر بر بلا و شكر بر نعما بر هر موجودى واجب است ، و خوف و رجا دو زماماند كه بنده را از بىادبى بازدارند و هر آن دلى كه درو خوف و رجا نباشد خراب باشد .
و بدانك بنده مكلّف است به امر و نهى ، و احكام عبوديّت بر بنده لازم است مادام كه عاقل باشد . و دل چون با خداى صافى شود آن دشوارى و كلفت تكليف شرعى از وى ساقط شود ، يعنى كه از اداى اين تكليف به وى همه لذت و راحت رسد ، چنانك در اوّل تعب و مشقت مىرسيد ، نى آنك عين تكليف و نفس وجوب از وى ساقط شود از بهر آنك بشريّت از هيچ كس زائل نخواهد شدن و اگر چه بر هوا رود . الّا آنك گاهى قوّت بشريّت ضعيف گردد و گاهى قوى .
اما اين روا باشد كه صدّيقان از بندگى « 1 » نفس به مقام حريّت برسند و صفات ذميمه از عارفان به كلى فانى شود و صفات ذميمهء مريدان به صفات حميده مبدل شود ، لكن در مريد فانى نشود .
و همچنين مريد سالك از حال به حال نقل مىكند تا به صفت روحانيان متّصف گردد ، بعد از آن زمين در قدم او طى شود و بر آب رود و از چشمها غايب تواند شدن .
و بدانك « الحب فى اللّه و البغض فى اللّه » محكمترين ستونهاى ايمان است ، و امر معروف
هامش
( 1 ) - اصل : بندگان ، بندهگى . در سراسر كتاب چنين آمده است و به موارد ديگر اشارتى نرفت .