باب اول در بيان خاصيّت اربعينيّه كه صوفيان مىنشينند و حكمتى كه درين عدد چهل است
اين طايفهء صوفيّه را جميع اوقات و روزگار بايد كه چنان باشد كه در وقت چهلّه نشستن است . هر چه در اول چهله مطلوب اين قوم است در غير چهله نيز همان مطلوب است .
لكن آن است كه حكم اوقات مختلفه بر سالك طارق مىگردد و او را مشوّش مىكند .
پس وقت خود را به اين اربعينيّه مقيّد مىدارد و نفس را برين معتاد مىكند « 1 » تا حكم و خاصيّت او بر اوقات ديگر فايض گردد و جميع اوقات ايشان بر هيئت اربعينيّه گردد .
و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم عدد اربعين را مخصوص ذكر فرموده است و گفته :
« من اخلص للّه اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه . »
و خداى تعالى اين عدد را در قصّهء موسى عليه السّلم به تخصيص انقطاع الى اللّه ذكر فرموده است كه « و واعدنا موسى ثلاثين ليلة و اتممناها بعشر فتمّ ميقات ربّه اربعين ليلة » ، و آن ثلاثين ماه ذوالقعده است و عشر ديگر دههء ذىالحجه ، و روزهء موسى عليه السّلم در اين چهل روز آن نه بود كه روز نخوردى و شب افطار كردى ، بلك هر چهل روز را طىّ كرد و افطار نكرد تا بامداد عيد . و ازين آيت معلوم شد كه درين باب سلوك خلوّ معده از طعام اصلى بزرگ است كه موسى با كمال نبوّت جهت مكالمهء خداى را محتاج شد به ترك طعام و خلوت و عزلت از خلق .
و علوم لدنّى در قلوب سالكان و منقطعان الى اللّه يك نوع از مكالمهء خداست . و هر كه چهل روز از خلق منقطع شود خالصا مخلصا الى اللّه تعالى و نفس خود را چنانك شرط است تعهّد كند و معده را چنانك حقّ آن است نگاه دارد خداى تعالى علوم لدنّى برو بگشايد .
و بر سرّ تحديد و تقييد زمان به اين عدد اربعين كه خداى تعالى در قصّهء موسى گفت و رسول اللّه درين حديث فرمود هيچ كس واقف نيست و حكمتى كه دروست كس بر حقيقت آن مطّلع نيست
هامش
( 1 ) - اصل : مىكنند .