فهرست بيتها و مصراعها
الف - فارسى
بهرچ از راه بازافتى چه كفر آن حرف و چه ايمان * بهر چ از دوست و امانى چه زشت آن نقش و چه زيبا
240
هر كسى را جام در خورش ده * از سوخته فرق كن تران را
گر قطره رسد به بيدلان مى « * » * درياها ده دلاوران را
111 ، 271
بمير اى دوست پيش از مرگ اگر مى زندگى خواهى * كه ادريس از چنين مردن بهشتى گشت پيش از ما
141
هركه به خود رود كجا راه برد سوى خدا * گفت مرا طلب كنى ترك خودى كن و بيا
هرچه براى خود كنى آن تو كنى براى خود * هرچه براى ما كنى آن بود از براى ما
334
نظارگيان روى خوبش * چون درنگرند از كرانها
در آينه روى دوست بينند * زينجاست تفاوت نشانها
160
مسلم كسى را بود روزه داشت * كه درماندهاى را دهد نان چاشت
52
صاحب وقار چون شه شطرنج اگر شوى * يا بى ز صد رنج به كلى ره نجات
زنهار سوى خانهء بيگانه رخ منه * انديشه كن كه تا نبود دامگاه مات
327
هر نقش كه بر تختهء هستى پيداست * آن صورت آن كس است كان نقش آراست
درياى كهن چون برزند موجى نو * موجش خوانند و در حقيقت درياست
341
هامش
( * ) در يك مورد : به بيدلان ده - 111