مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 396
صفحه 150 / العلم نقطة كثرها الجهال ( 111 - ) در برخى از نگارشهاى عرفانى به عنوان حديث آمده است و ليكن سيد حيدر آملى و نيز سعد الدين حمويه آن را از سخنان امير مؤمنان ( ع ) دانستهاند - المصباح فى التصوف 1 و تعليقهء همان صفحه از همان كتاب . 5 . فرحة العالمين و فرجة الكاملين صفحه 154 / فرزند عزيز الدين محمد دهستانى ( 112 - ) از اصحاب علاء الدوله سمنانى است و سمنانى بنا بر قاعدهاى خانقاهى از مريدانش به « فرزند » تعبير كرده . همچنانكه در مورد محمد دهستانى گفته است . به هر حال ، محمد دهستانى جوانى بوده كمسنوسال ، كه با مسافرانى از سمنان مىگذشته و سمنانى او را به مريدى پذيرفته و تلقين ذكر كرده و از ورطههاى هولناك سلوك گذرانيده و به مسند خليفگى خودش رسانيده است . براى سر گذشت عرفانى دهستانى - چهل مجلس صص 44 - 143 ، و قياس كنيد با نفحات الانس جامى 445 و روضات الجنان كربلائى 2 / 291 كه هر دو عين سخنان سمنانى را از چهل مجلس گرفتهاند . صفحه 154 / متجوهر گشت ( 113 - ) متجوهر را گويا نويسنده از جوهر ساخته ، به معنى چيزى كه جوهر و ذات كسى شده باشد . صفحه 154 / عبره كردن ( 114 - ) عبور كردن ، گذشتن ، گذر كردن . صفحه 155 / افشاء سر الربوبية كفر ( 115 - ) رجوع كنيد به تعليقات ما لا بد منه فى الدين ، صفحهء 77 در همين مجموعه . صفحه 158 / اول ما خلق الله تعالى القلم ( 116 - ) از احاديث موضوعى است كه در ميان خانقاهيان به احاديث اوائل شهرت دارد . رجوع كنيد به تعليقهء صفحهء 2 در همين مجموعه ، نيز - الفتوحات المكية 2 / 505 . صفحه 158 / اول ما خلق الله تعالى روحى ( 117 - ) رجوع كنيد به تعليقهء صفحهء 2 در همين مجموعه . صفحه 158 / اول ما خلق الله تعالى نورى ( 118 - ) رجوع كنيد به تعليقهء صفحهء 2 در همين مجموعه . صفحه 159 / اول الفكر آخر العمل ( 119 - ) از امثال سائر است كه به صورت « اول الفكر آخر الكلام » نيز آمده است . مولوى گويد : چون عمل كردى شجر بنشاندى * اندر آخر حرف اول خواندى اوحدى گفته است : با تو مىگويد آن حكيم ولى * كاول الفكر آخر العمل ( امثال و حكم 1 / 314 )