الجمال طابوا و اذا نظروا الى الجلال هابوا . حق جل و علا آن فرزند را به جاى سركه خلعت سكينه كرامت گرداناد ، چون به اين خلعت مشرف شد ، عسل الهام نقد بود و كارها آسان گردد .
3 - شنودهام كه آن فرزند ، عزم كعبه كرده است ، چون شرائط موجود بود حج فرض بود . فرمان شرع را پيش بايد رفت اما اگر شرائط موجود نبود در خاطر نبايد آوردن كه به حج مىبايد رفت . احتياط بايد كرد ، بسيار القا باشد از نفس در كسوت القاى رحمانى ، چون علم فاروقى در مرد نباشد فرق نتواند كردن ، و چنين داند كه از حق است و در اين راه شيخ از جهت اين مىبايد كه او فارق است .
4 - شيخ احمد خضرويه را - قدس سره - در خاطر آمد كه به غزا مىبايد رفت ، شيخ گفتا : مبادا ، كه اين خاطر از نفس باشد و مكر و حيله كند تا مرا از سر اوراد و گزاردن نماز چهار ركعت دور كند . به خاطرش آمد كه چنان كه در حضر نماز مىگزارى ، در سفر نيز چنان بگزار ، و اوراد ترك مكن . شيخ گفت : مگر عزلت كردهام ، نفس مىخواهد كه مرا در آميزش خلق اندازد ، باز به خاطر آمد كه تنها رو و هيچ اختلاط مكن . به هر وجه كه انديشه مىكرد موافق آن خاطرى مىآمد به عجز پيش آمد به حضرت حق تعالى و تقدس بناليد به حكم
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ
[ 27 / 62 ] حق تعالى نفس او را مقر گردانيد تا گفت : اين خاطر از من است ، و گفت هر روز تو مرا به تيغ بىدريغ مىكشى ، مىخواستم كه ترا به غزا برم تا به يك بار كشته شوم و از تو خلاصى يابم و ترا به اين مشهور كنم كه غزا كردم و شهيد شدم .
5 - خاطر نفس را شناختن كار عظيم است ، و از اين است كه رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : أعدا عدوك نفسك التى بين جنبيك 251 - . چون نفس دشمن پنهانى بود كارزار كردن با او را جهاد اكبر خواند كه رجعنا من الجهاد الاصغر الى جهاد الاكبر 252 - . و از اين است كه گفتهاند : ادب النفس خير من ادب الدرس .
6 - اگر به خاطر آيد كه به كعبه مىبايد رفت جواب آن خاطر چنين