تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
بيت
به كار امروز تخمى زان كه فردا * نيايد هيچ حاصل از گدايى
- از درويزهء 229 -
أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ
[ 7 / 50 ] جز تشنگى نيفزايد . از نالهء
رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا
[ 23 / 106 ] هيچ دلى بر ايشان بنبخشايد . كار فردا امروز مىبايد ساخت ، و مهم امروز با فردا نمىبايد انداخت . متقبل مىبايد بود نه مدبر . حاضر مىبايد بود نه غافل . شاكر مىبايد بود نه كافر ؛ چه كفر آن [ است ] كه حق نعمت [ او تعالى كه ] در حق وجود تو فرموده است نشناسى ، و اين نعمت عظيم را سرمايهء عصيان حق سازى . كافر نه همه آن است كه از صورت كلمهء لا إله الا الله محروم است ، هركه از معنى اين كلمه محروم است هم كافر است . جهد مىبايد كرد تا هيچ نفسى از انفاس نفيسه ضايع نشود و حق نعمت هر نفسى كه جوهرى است از جواهر شريفه ، بگزارى ، تا از شاكران نعمت حق باشى . 28 - ما خود سخنى در انوار مىگفتيم ، ناگاه با اين كوچه بيرون افتاديم . چون بيان انوار خفى و روح و سر و دل و نفس كرديم و نور شيطان را ياد نكرديم ، واجب نمود شرح نور نار و صفت او دادن ، تا خلوتى را وهم نشود كه هرچه صفت نوريت داشته باشد شيطان را در آن مدخل نباشد . 29 - پس بايد دانست كه نور شيطان در بدايت كه تجلى كند چون لعبتى باشد از آتشى بدرنگ ، و پردهء او را بر زمين بيند و همهء بساط به رنگ سرخ نير گردد ، نقطى چون خون سياه بر روى آن سرخى ظاهر شده ، و دل از ديدن آن منغص شود و ذكر به دشوارى تواند گفت و همه اعضايش متألم گردد ، چنان كه گويى او را كوفته‌اند در اين وقت . چون از راه ارادت كامل ياد شيخ كند و به ذكر مشغول شود ، آن لعبت بر زمين فروشود و آن پردهء بدرنگ ناچيز شود و خفتى در وجود سالك پديد آيد و ذكر صافى بر زبان او جارى شود و آتش ذكر متصاعد گردد ، وقتى خوش مصفا و عيشى مهنا در ذكر روى نمايد . 30 - ديگر ببايد دانستن كه [ هر ] عضوى را از اعضاى سالك نورى
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 308 | نجيب مايل هروى / علاء الدوله سمنانى