8 - اين مجموع كه تقرير كرديم به بركت قوت ذكر و رعايت لقمه از نداوت حظوظ ظاهر گردد . و اختلاط الوان سرخ 20 و سپيد و كبود و زرد و سياه و سبز در اين مقام ، از قوت آتش ذكر باشد ، و ممكن كه ذات ذكر از پس پردهها بيرون آيد نعره برآرد ، يكى همىگويد : مرد بايد كه در اين مقام مغرور نشود كه اين مقام مبتديان ذاكر است 21 .
9 - ديگر آتشى كه در طريقت بر سالك ظاهر شود نامحصور است اما آنچه از آنجا عبارت توان كرد آتش حق است و آتش ذكر است و آتش عشق است و آتش شوق است و آتش شيطان است و آتش غضب است . و آتشى است كه وجود به نيت انسانى از آن مركب است .
10 - و تمييز ميان هر يكى از اين آتشها به علامات طريقت توان كرد و مبتدى را بىارشاد شيخ ، به تمييز آن مشغول نتوان شد كه مبادا شيطان از راه القا در نفس تصرف كند و نفس طفل صفت در دام غرور افتد و از سلوك بازماند .
11 - و بر مريد واجب است هرچه بيند به حضرت 22 شيخ عرضه مىدارد تا شيخ تعبير واقعات و تمييز مشاهدات بيان مىفرمايد .
12 - بعد از اين چون وجود ملطخ به لقمات حظوظى و ملوث به قاذورات معاصى 23 بكل سوخته گشت و به سبب آتش ذكر فنا حاصل آمد نور نفس به ظهور آيد و پردهء كبود خوشرنگ باشد .
13 - بعد از آن نور دل طلوع كند و پردهء او سرخ عقيق رنگ باشد ، سالك را از ديدن آن نور ذوقى عظيم به دل رسد و استقامتى در سلوك پديد آيد .
14 - بعد از آن نور سبز پرتو اندازد و پردهء او سفيد باشد . و در اين مقام علم لدنى كشف شدن گيرد .
15 - بعد از آن نور روح انسى اشراق كند و پردهء او زرديى بهغايت خوشاينده بود ، و از ديدن او نفس ضعيف و دل قوى گردد .
16 - بعد از آن نور خفى كه روح القدس اشارت به دو است 24 در تجلى
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص٣٠٣