اين صحيفه نقش بست ، ان شاء الله كه سبب تشويق خوانندگان و تصديق شنوندگان گردد و از ديدهء نامحرمان مستور ، و از ديدهء ناپاكان دور باشد .
بمحمد و آله و صحبه .
4 - بدان اى عزيز - نور الله قلبك بالانوار القدسية - كه به حقيقت 11 نور چيزى را گويند كه او خود را ببيند و داند ، و همهء اشيا را بيند و داند ، و به دو اشيا را توان ديد و دانست . و اين نور مطلق ، صفت خاص حق است .
5 - و بدان كه نور ارادت ارضى است 12 و نور ولايت سماوى ، و هر دو صفت اوست . چنان كه مىفرمايد در كلام مجيد :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
. [ 24 / 35 ] و نور ولايت را كه صفت خاص اوست ، نتوان ديد جز به نور ارادت ، كه صفت ذات اوست . و از اينجاست كه مىفرمايد : أوليائى تحت قبابى لا يعرفهم غيرى 226 - .
6 - چون اين معنى دانستى ، بعد از اين بدانى كه به نسبت نور را در غيب انفس بر خفى و روح و سر و دل و نفس اطلاق كنند و در شهادت انفس بر نور باصره و قواى مدركه كه در دماغ مخزون است اجرا كنند ، و در غيب آفاق بر ارواح ملك و جن اجرا كنند 13 و در شهادت آفاق بر آفتاب و ماه و ستارگان و چراغ و شمع و مشعله اطلاق جائز دارند .
7 - مقصود آنكه چون مرد سالك روى از غيب و شهادت آفاق بگرداند و از شهادت انفس نيز اعراض كند و روى به غيب انفس 14 آرد ، اول پرده [ اى ] كه در نظر او آيد ، پردهء مكدر باشد كه پردهء غيب شيطان است 15 .
چندان كه آتشزنه كلمهء لا إله الا الله را بر سنگ دل زند و آتش خفى كه در وى تعبيه است به ظهور آيد و در حراقهء نفس افتد و به هيزم وجود او را مددى كند تا مشتعل شود 16 ، آن پردهء مكدر 17 به كبودى نقل كند و هرچند آتش بقوتتر مىشود و هيزم وجود از نداوت لقمات حظوظى خشكتر مىگردد ، الوان صافيتر و دود كمتر مىشود . و چون لقمات بكل از حقوق باشد 18 ، دود نماند و بويهاى خوش به مشام رسد و الوان منور در نظر آيد و مشاهدهء روحانى 19 اتفاق افتد .