تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
62 - طالبان اين راه بايد كه نسق اين راه از مجاهده در صحبت و خدمت 75 شيخ طلبند و در ترك دنيا و اعراض از جاه و قطع صحبت با ابناى دنيا و ترك اختلاط با ابناء جنس خود بكوشند 76 ، نه از طريق مجادله و مباحثه و قيل و قال و گرديدن شهرها و زيارتها . 63 - و بدانند كه اگر ذكر واقعه كرده مىشود سبب آن است كه طالبان را شوقى و عشقى زيادت شود . و هرچند طالب سالك را زيان دارد از شرح واقعه ؛ از آنكه مادام در اين باشد كه من بدين واقعه رسم يا نه . اگر ديرتر در او بگشايند در قبض باشد كه مگر بدين مقام نخواهد رسيد و مرا آن ميسر نخواهد شد . 64 - اما طالب ، بايد پيشنهاد او جز بندگى حق - سبحانه و تعالى - نباشد . و چون بدانست كه حق مىفرمايد :
ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
. [ 51 / 56 ] فاضل‌ترين عبارتها را مصطفى - صلى الله عليه و سلم - بيان فرمود بدان مشغول باشيد و نقصان خود در ترك ذكر كردن دانيد نه در ناديدن واقعه 77 . و مريد درجهء خويش در مداومت بر ذكر داند نه در ديدن انوار و غيرها ، تا به زودى يبلغ مبلغ الرجال و يصل بدار الجلال ، ان شاء الله وحده . 65 - و نيز سبب آن است كه طالبان را شوقى پديد آيد و زيادتى ايمان حاصل آرد تا اعانتى برادر مسلمان را كرده باشد كه فضيلت اعانت برادر مسلمان بسيار است . چنان كه سرور مخلوقات - صلى الله عليه و سلم - مىفرمايد : ان الله تعالى فى عون العبد ما دام العبد فى عون اخيه المسلم 220 - . 66 - و در اين باب واقعه‌اى 78 كه شيخ رضى الدين لالا - رضى الله عنه - را افتاده است ياد كنيم 79 تا بدانند كه از بهر عوانى پايمردى 80 كردن اين درجه مىبخشد حق تعالى ، اگر به جهت برادر مستحق اعانت كند تا چون باشد . 67 - شيخ مىفرمايد كه در دهى بودم ، ناگاه يكى گريزان از ده آمد 81 و گفت : برادر مرا كسى بگرفته است ، مىبايد كه شيخ فرياد رسد . شيخ برخاست و روان شد . ناگاه ابرى بر آمد و شب درآمد و برف بسيار