تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
روح المؤمن لفت فى حرير و وضعت فى عليين ، و اذا قبضت روح الكافر لفت فى مسح و وضعت فى سجين 204 - . و قوله : أرواح الشهداء فى حواصل طير خضر يسرحون فى رياض الجنة 205 - . 65 - پس نفس انسانى چون بدن قابل فيض او شود ، او [ به ] تدبير و تصرف آن بدن قابل مشغول مىشود ، از راه مجانست لطائف امريهء مستكنه عناصر را جذب مىكند و جهت خود متعلقى كشت مىكند . اگر لطيف و نورانى است متنعم ، و اگر كثيف و ظلمانى است متألم . و اين هر دو مظاهر فيوض دايمهء لطف و قهر حق‌اند . و چون از مواليد جز انسان كه نوع اخص حيوان است قابل فيض نفس ناطقه نشده ، چون ابدان ايشان كه در عالم زمان افتاده ، خراب شود از ايشان هيچ لطيفه‌اى باقى نماند كه قابل فيض نفس شود . 66 - پس جهد مىبايد كرد تا امروز كه استطاعت و استعداد دارد كمالى كه بدان مبتهج شود حاصل كند و الا حسرت و ندامت دامن شقاوتش بگيرد و معذبش دارد . نعوذ بالله من ذلك . هركه خواهد كه بدن مكتسب او را از گرد لقمات ايمن ماند ، مىبايد كه در وقت حصول لقمه جهد نمايد تا از طيبات باشد و به وقت تناول حاضر و ذاكر باشد و لقمه خرد بردارد و مضغ تمامش كند . و تا آن را فرونبرد ، دست به لقمهء ديگر دراز نكند . و هرگز در خوردن اسراف نكند و لقمهء آخرين را كه شره نفس در آن بيشتر باشد البته ترك كند كه بركت آن بسيار باشد . و چون جهت قيام بدن بدل ما يتحلل شود قدر كفافى برداشته به هنگام مراقب ما بين العينين و الحاجبين شود تا در نظر بصيرتش مىآيد . اگر ظلم است به كثرت ذكر و كمال حضور به دفع آن مشغول شود . و در حلالى لقمه احتياط كند و من بعد از خوردن به شره محترز شود . 67 - و تا آدمى در حبس بدن مجعول محبوس است و از عالم كون و فساد لقمه‌اى برمىدارد و هوايى استشمام مىكند ظلمت اين عالم به جوهر بدن مكتسب مىرسد اگر به دفع آن مشغول نشود رين حاصل آيد و چون مدتى برآيد اثر ظلمت به وجود اصلى رسد و تدارك ممكن نباشد . فاما چون هم در حال كه ظلمتى مشاهده افتاد يا لونى ديده شود در تطييب لقمه و تطهير