روز جمعه كه يازدهم شوال سنهء اثنى عشر و سبعمائة بود در جامع خليفه در بغداد خدمت مخدومم و شيخم - متعنا الله به طول بقائه - نماز مىكردم ، غيبتى اتفاق افتاد و سخن استاد طريقت جنيد - قدس الله سره - را بر خاطرم گذر داد كه لا يصل العبد الى النهايات الا بتصحيح البدايات .
63 - وهم در حال الهام به دلم پيوست كه بىبركتى را سبب اين است كه به تصحيح بدايات در هيچ مقامى از مقامات مشغول نشدهاند ، و يقينم شد كه خلل از بيچاره واقع شده ، بايد كه تا درويشان را بر جميع مقامات عبور نيفتد و در بدايات درجات و اوساط و نهايات هر مقامى از مقامات ، چنان كه در تبيين المقامات و تعيين الدرجات نوشته ، گذر نيفتد ، به ارشاد خلق نفرمايد كه مضرت آن از منفعت بيشتر باشد . و اين از راه تجربه مىنويسم ، آخر اتفاق مشايخ طريقت است كه سالك مفرد كه به جذبه مشرف نشده باشد و از وصول حظى نداشته باشد ، مرشدى را نشايد . و همچنين مجذوب مفرد كه به كمال وصول رسيده باشد و ليكن سلوك مقامات نكرده باشد نشايد . فاما سالك مجذوب كه سلوك مقامات كرده و بر درجات مبتدى و متوسط عبره اتفاقش افتاده و قدم در درجات منتهيان نهاده و مجذوب شده ، او را حق تعالى به دار الوصال دعوت كرده ، مرشدى را لايق باشد به شرط آنكه او نيز در سلوك درجات منتهى و قطب تقصير ننمايد تا از كمالى كه مطلوب لنفسه است بىبهره نماند .
64 - ديگر از حصول بدن مكتسب به شرح پرسيدهاى ؛ هرچند بدان اشارتى رفته است مع هذا چند كلمهء ديگر در اين مذيل گفته خواهد شد كه نفس انسانى را البته متعلقى مىبايد ، و بيشتر عقلا ، بلكه سادات طوايف بنىآدم از اهل ملل و نحل در بقاى نفس بعد خراب البدن المجعول و تنعم و تألم او سخن گفتهاند و بر آن متفق شده كه البته باقى و متنعم و متألم خواهد بود .
و حق آن است كه البته بقا و تنعم و تألم وجود خواهد داشت . و بهترين وجوه آن است كه مصطفى - صلى الله عليه و سلم - بيان فرموده و كثافت و لطافت بدن مكتسب را در احاديث صحاح ذكر كرده . چنان كه مىفرمايد : اذا قبضت
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 273
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص٢٧٣