زان من به ازين نمىتوانم بودن * كز بوته مرا چنين فروريختهاى
66 - بر تو جز ابلاغ نيست ، بعد الابلاغ هركه را به علم قديم ، مظهر لطف گردانيده دعوت قبول كنند ، و اگر مظهر قهر گردانيده از راه انكار به رد آن برخيزند .
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ
[ 8 / 42 ]
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ
[ 21 / 23 ] ، لانه حكيم مطلق ،
وَ هُمْ يُسْئَلُونَ
[ 21 / 23 ] لانهم خلقوا مظهر القهر بالحق . و حقايقى كه در ضمن مسئلهء قدر است چون بسيار ياد كرديم در اين مختصر مكرر نمىكنيم .
67 - ديگر هرگز نگذارند تا ياران سماع بطبع كنند . و چون ديدند كه عادت خواهند كرد ترك كنند . و سماع جز به وقت حاجت نكنند . و اگر بيمارى باشد كه به داروى سماع محتاج باشد شايد به دو دادن 25 ، اما بىاحتياج مضر باشد تا يقين دانند .
68 - و چون شرح حقيقت و باطليتى كه در سماع است ، به تفصيل در ما لا بد نوشتهايم ، اينجا مكرر نمىكنيم . ان شاء الله كه حق تعالى حقايق آداب و حكم تقدير و اسرار معرفت بر دل ايشان على سبيل التفصيل روشن گرداند و بر متابعت مصطفى - صلى الله عليه و سلم - مستقيمشان دارد و ايشان را از خود و ديگران را از ايشان تمتعى كرامت فرمايد و به خلقشان باز نگذارد و به خودى خودشان نگاه دارد ، و السلام .
* * * و هذا منقول من خط المخدوم يقول أبى المكارم احمد بن محمد بن احمد البيابانكى المعروف بعلاء الدولة السمنانى تاب الله عليه توبة نصوحا و بلغه اقصى الامانى . كتبته للولد الاعز عزيز الدين محمد الدهستانى اعزه الله فى الدارين و انقذه من آفة الدين فى شهر المعظم شعبان سنة ثلاث و سبعمائة حامدا لربه و مصليا على خير خلقه و حبيبه محمد و آله و أصحابه و اتباعه اجمعين .