تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند هاتف اصفهانى 370

مساهمون:

صترجيح بند هاتف اصفهانى ٣٧٠
به ياقوتى برآيد سنگ را نام * بر آن يك جرعه گر ريزى از اينجام مگو نتوان دوباره زندگانى * كه گر عشقت مدد بخشد توانى نميرد آنكه داد بندگى داد * دوباره عشق او را زندگى داد اگر مىبايدت عمر دوباره * مكن پيوند عشق از عمر پاره

غزل شاه نعمت الله رحمة الله

من جمالش در تجلى ديده‌ام * صورتش را عين معنى ديده‌ام ديده‌ام بينا به روى خوب اوست * لاجرم بيناست يعنى ديده‌ام مست و مجنون روز و شب گرديده‌ام * تا به ليلى حسن ليلى ديده‌ام ذات من آئينه‌دار او آينه * هر دو را در يك تجلى ديده‌ام غير معشوقم نيايد در نظر * عاشقان را گرچه خيلى ديده‌ام تا محيط ديده برزد موج عشق * هفت دريا را چه سيلى ديده‌ام نعمت الله يافتم در هر وجود * با همه عشقى و ميلى ديده‌ام
وله
ما خدا چون شما نمىطلبيم * يعنى از خود جدا نمىطلبيم
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند هاتف اصفهانى 370 | گروهى از نويسندگان / على اكبر نورى زاده