هركسى طالبست چيزى را * ما به غير از خدا نمىطلبيم
جان و دل را فداى او كرديم * وز خدا پس خدا نمىطلبيم
كشته عشق او شديم وليك * ما ازو خونبها نمىطلبيم
عين مطلوبگشتهء سيّد * زان سبب غير ما نمىطلبيم
مناجات شيخ بهائى عليه الرحمة
دلا تا بكى از در دوست دورى * گرفتار دام سراى غرورى
نه در دل تو را از غم دوست دردى * نه بر چهره از خاك آن كوى گردى
ز گلزار معنى نه رنگى نه بوئى * در اين كهنه گنبد نه هائى نه هوئى
همه كار تو سربهسر خاكبازى * نه عشق حقيقى نه عشق مجازى
تو را خواب غفلت گرفته است در بر * چو خواب گرانست الله اكبر
چرا عاجز و اينچنين بينوائى * بكن جستجوئى بزن دست و پائى
سؤال علاج از طبيبان دين كن * توسل بارواح آن طيّبين كن
دو دست دعا را برآور به زارى * همىگو به صد عجز و صد خاكسارى
الهى به خورشيد اوج هدايت * الهى باعجاز شاه ولايت