در روز الست بلى گفتى * و امروز به بستر لا خفتى
ز معارف عالم عقلى دور * بزخارف عالم حس مغرور
از موطن اصلى نيارى ياد * پيوسته بلهو و لعب دلشاد
نه اشك روان نه رخ زردى * الله الله تو چه بىدردى
يكدم به خود آ و ببين چه كسى * بچه بسته دل و به كه همنفسى
زين خواب گران بردار سرى * مىپرس ز عالم دل خبرى
زين رنج عظيم خلاصى جو * دستى بدعا بردار و بگو
يا رب يا رب به كريمى تو * بصفات كمال رحيمى تو
يا رب به نبى و وصى و بتول * يا رب يا رب به دو سبط رسول
يا رب به عبادت زين عباد * به زهادت باقر علم رشاد
يا رب يا رب به حق صادق * به حق موسى به حق ناطق
يا رب يا رب برضا شه دين * آن ثامن ضامن اهل يقين
يا رب به تقىّ و مقاماتش * يا رب به نقىّ و كراماتش
يا رب به حسن شه بحر و بر * بهدايت مهدى دينپرور
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة مناجات شيخ بهائى 373
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صمناجات شيخ بهائى ٣٧٣