مكن باور كه هرگز تر كند كام * ز آب جو نهنگ قلزمآشام
ولى بايد كه چون عشق آورد زور * شكيبد با وجود يك جهان شور
اگر دارى دلى در سينه تنگ * مجال غم در او فرسنگ فرسنگ
صلاى عشق در ده ورنه زنهار * سر كوى فراغ از دست مگذار
اساسى گر ندارى كوه بنياد * غم خود خور كه كاهى در ره باد
همه بحر است عشق بيكرانه * در او آتش زبانه در زبانه
اگر مرغابئى اينجا مزن پر * در اين آتش سمندر شو سمندر
يكى خيلست عشق عافيتسوز * هجومش در ترقى روز بر روز
فراغ بال اگر دارى غنيمت * از اين لشكر هزيمت شو هزيمت
ز ما تا عشق راهى بس دراز است * بهر گامش نشيبى بافراز است
نشيبش چيست خاك راه گشتن * فراز او كدام از خود گذشتن
نشان آنكه عشقش كارفرماست * ثبات سعى در قطع تمناست
دليل آنكه عشقش در نهاد است * وفا و عهد در ترك مراد است
چه باشد ركن عشق و عشقبازى * ز لوث آرزو گشتن نمازى
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند هاتف اصفهانى 367
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صترجيح بند هاتف اصفهانى ٣٦٧