بسم الله الرحمن الرحيم
سپاس بىقياس و حمد بىحد * مر آن كنز خفا را باد سرمد
كه چون روز ازل ز اجبت دم زد * ز خلوتخانه در بيرون قدم زد
پى اظهار حسن آئينهها ساخت * بهر آئينه عكسى پرتو انداخت
چه حسنش كرد در آئينهخانه * شد از عكسش جهان آئينهخانه
در اين آئينهخانه جلوهگر اوست * ز حسن دلربايان عشوهگر اوست
بسر بنهاده تاج كبريائى * ببر كرده قباى دلربائى
ز خال و خط فكنده دام و دانه * كه سازد صيد دلها زين بهانه
به دامش از پى دانه زدن گام * بود آزادى از هر دانه و دام
تعالى الله زهى احسان و يارى * كه بخشد بستگان را رستگارى
اهل معرفت گويند كه حسن علت غائى ايجاد است و عشق اساس حسن را بنياد و بر هر ذى عقلى ظاهر است كه حسن غير عشق نيست اگرچه در عبارت دو است بمعنى يكيست و آن يكى نوريست سرمدى اعنى حقيقى است محمدى ص پس انبياء گرام و اولياء