و ما از خداوند چنين شنيديم ، امّا آن مثل الهامى باشد كه بدل ايشان فرود آيد ، و فرق « 1 » بسيار است ميان تكلّم و الهام . و اللّه اعلم .
( 92 ) امّا مقام دوم مقام انبياست - عليهم الصّلاة و التّحيّة « 3 » - ؛ و از آن مراتب ششگانه كه ذكر آن رفته است ، سه ديگر درين مقام مىافتد ، « 4 » و اين را « فردوس اعلى » مىگوئيم . مرتبهء اوّل مرتبهء عوامّ انبيا ، « 5 » مرتبهء دوم مرتبهء خواصّ انبيا ، مرتبهء سيم مرتبهء خاصّ الخواصّ انبيا - عليهم السّلام - ؛ و بناى مراتب ايشان نيز بر نهصد و دو « 6 » صفت ذات الهيست . پس هريك از ايشان نيز كه به سيصد صفت از صفات ذات الهى موصوف مىشوند ، در يك مرتبه از مراتب ايشان مىافتد ؛ و چون به تمامى اين صفتها كه گفتيم موصوف مىشوند ، بكمال و نهايت مرتبهء نبوّت مىرسند ، و « انسان كامل » كه مىگويند عبارت ازينست . و نيز بارى - سبحانه و تعالى - ايشان را در سه مرتبه ياد مىكند ، چنانكه جماعتى را بلفظ « نبىّ » ياد مىكند و جماعتى ديگر را « رسل » مىخواند ، و جماعتى ديگرند ازيشان كه ايشان را « أولو العزم » مىگويد .
( 93 ) امّا دو صفت ديگر آنست كه باقى مىماند . يكى از آن مرتبهء خاصّ محمّدى است - صلوات اللّه و سلامه عليه - و آن « مريد » است ، « 14 » كه هيچ كس را از ملك و غير ملك در آن نصيب نيست ؛ و آن « وقتى » كه ويراست با حقّ از استغراق ، كسى ديگر در آن مدخل ندارد ، چنانكه مىگويد « 16 » « لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل » . امّا يك صفت ديگر آنست كه خداوند را - سبحانه و تعالى - بدان صفت نمىشناسد مگر او - جلّ جلاله و عمّ نواله - و اين « 18 » « قديم » است ، كه هيچ كس از مخلوقات بكنه قدم او نتواند رسيد و كمال جلال و جمال او در نتواند يافت . زهى عزّ
هامش
( 1 ) - الهامىL: الهامN- - فرودL: فروN- -
( 3 ) - التحيةL: السلامN- -
( 4 ) - مىافتدL: استN- -
( 5 ) - عوام انبياL: + استN- -
( 6 ) - الخواص انبياL:
الخاص انبيا استN- - نيزL: -N- -
( 14 ) - و آن مريد استL: و مريد است آن نامN- -
( 16 ) - مىگويدL: مىفرمايدN- -
( 18 ) - اينL: آنN