[ مراتب ايمان ]
( 9 ) و نيز مصطفى - صلوات اللّه و سلامه عليه - مىفرمايد كه « الإيمان إقرار باللّسان و تصديق بالجنان و عمل بالأركان » . پس ايمان كه هست ، مبنى بر اقرار لسان است ، و اقرار لسان را بنا بر تصديق دلست ؛ يعنى بىتصديق دل حصول ايمان نيست ؛ پس همچنين بىحصول ايمان نيز اعمال اركان دست ندهد . هرچند اين حديث را كه مصطفى - صلوات اللّه و سلامه عليه - فرمود : « الأعمال بالنيّات » ، با تصديق دل مباينتى هست ، امّا چون تيز نظر كرده مىشود ، دل معدنيست كه اين دو جوهر از وى مىزايند : اوّل جوهر صدق را « 6 » از وى تولّد مىبايد كرد ، تا بدان آيات حق را « 7 » قبول كند ؛ چون آيات حق قبول كرد ، شايد كه نيّت عمل در وى پديد آيد ؛ چون نيّت عمل در وى پديد آمد ، مرد را بطلب عمل برانگيزاند ؛ پس چون مرد بطلب عمل برخاست ، آنگاه بواسطهء عمل ممكن باشد كه بحقّ راه يابد إن شاء اللّه . آرى ، اين خود سخنى ديگرست ، و ما را مقصودى ديگر ، امّا « 10 » چون بدين سخن غريب افتاديم ، سخن به گوشهء ديگر افتاد . به اشارت « الغريب أعمى » معذور دارند .
( 10 ) اكنون وقتست كه به مكمن اصل بازگرديم ، كه « كلّ شىء يرجع إلى أصله » ، و آن آنست كه مىگوئيم : ارتفاع اين حجبات « 14 » جز بواسطهء تجريد و تفريد دست ندهد ، با شرايطى كه مذكورست ؛ و مقصود ازين « 15 » كلمات مفرّد و تفريد بوده است كه كيست و چيست .
اكنون بنگريم تا مادام كه دل طالب را موافق زفان او نيابيم و طالب بجبر و قهر وى را موافقت مىفرمايد ، طالب تفريدست ؛ و چون دل موافق زفان شد ، بعد ازين « 17 » مفرّد
هامش
( 6 ) - اين دوL: اين هر دوN- - مىزايندL: مىزايدN- -
( 7 ) - حق راN: حق -L( 10 ) - ديگرستN: ديگر -L- - ديگرN: + ستL- -
( 14 ) - حجباتL: حجبN- -
( 15 ) - ازينN: - اينL- -
( 17 ) - ازينL: از آنN